تبلیغات شنبه 13 آذر 1389
نویسنده: امید جوان |
بطور كلی بازار سازوكاری است كه به كمك آن مردم به خرید و فروش كالا و خدمات میپردازند. بازارها نیازمند بازیگران و زمان كار مشخص هستند. خریداران در بازار دارای قدرت انتخاب مناسب هستند و میتوانند از بین كالاها و خدمات، بهترین آنها را انتخاب نمایند. فروشندگان نیز به خریداران بسیاری دسترسی دارند و از این رو هزینههای ارتباطی كمتری میپردازند. بازار سرمایه نیز مشابه هر بازار دیگری است، اما مهمترین كالای این بازار، سرمایه است. بازار سرمایه بخشی از بازارهای مالی است. بازار سرمایه در مقابل بازار پول، جایگاه تامین بلندمدت سرمایه شركتهاست.نقش
بازار سرمایه 1. نیازهای سرمایهای شركتها و نهادها را تامین مینماید. بورس اوراق بهادار، بخش اصلی بازار سرمایه بازار سرمایه در ایران نتیجهگیری
بازار سرمایه نقش مهمی را در توسعه اقتصادی كشورها خصوصاً
كشورهای پیشرفته بازی میكند. بازار سرمایه كارا برای شركتهای منتشركننده
سهام و دیگر اوراق بهادار و همچنین سرمایهگذاران انفرادی و نهادی این
اطمینان را فراهم میكند كه قیمتهای اوراق مذكور منصفانه تعیین شود. از
این رو، اقتصاد كشور نیز منتفع میگردد. زیرا تخصیص وجوه و سرمایه بصورت
بهینه انجام میپذیرد یعنی پروژههای سودده و حیاتی تامین مالی خواهندشد و
پروژههایی كه دارای ارزش منفی هستند یا بعبارت دیگر برای اقتصاد كشور
حیاتی نیستند رد خواهند گردید.
امروزه در دنیا، بازارهای سرمایه كشورها
با یكدیگر تركیب میشوند و بازارهای سرمایه بینالمللی را تشكیل میدهند.
از این رو نه تنها فرایند رشد اقتصادی كشورها تسریع و تسهیل میگردد بلكه
با جهانی شدن سرمایه، تخصیص بهینه سرمایه بینالمللی نیز در حال انجام است.
بازار سرمایه دارای عملكردهای زیر است:
2. به
نهادهای مالی امكان میدهد تا از وجوه خود در دورههای بلندمدت استفاده
سودآور كنند.
3. موجب امنیت داراییهای مالی میگردد.
4. با هدایت
پساندازهای مردم به سمت سرمایهگذاریهای مولد ضمن كمك به افزایش تولید
كالا و خدمات و تعادل عرضه و تقاضای وجوه، موجب جلوگیری از افزایش نرخ تورم
میگردد.
5. تامین مالی پروژهها و طرحهای سودآور را تسهیل مینماید.
6. باعث شفافیت ارائه اطلاعات و اطلاعرسانی اثربخش میگردد.
7. با
فراهم كردن زمینه استقراض بلندمدت برای دولت باعث تامین مالی طرحهای
توسعهای در بخش عمومی میگردد.
بورس اوراق
بهادار تهران یك بازار سازمانیافته است كه معاملات اوراق بهادار را متمركز
و تسهیل مینماید. سرمایهگذاران در این بازار، سود سرمایه (تفاوت قیمت
خرید و فروش سهام) و سودسهام پرداختی شركتها را به عنوان بازده به دست
میآورند. بازده مذكور با ریسك روبروست یعنی ممكن است حاصل سودسرمایه و
سودسهام دریافتی از شركتها منفی گردد. بورس اوراق بهادار به مردم این
اطمینان را میدهد كه وجوه آنان نزد كارگزاران (واسطههای خرید و فروش در
بورس) از امنیت برخوردار است و كلیه سازوكارهای بازار طبق قوانین و مقررات
انجام میپذیرد و همواره بر اجرای قوانین و مقررات مذكور نظارت وجوددارد.
در حال حاضر بازار سرمایه در ایران
كوچك، كم توسعهیافته و از لحاظ اطلاعات ناكارا است. بازار سرمایه ایران
فاقد وجود نهادهای تخصصی مثل بانكهای سرمایهگذاری جهت تقبل خرید سهام
عرضهشده اولیه شركتها و بازاریابی اوراق بهادار شركتهای جدید است. انواع
اوراق بهادار مورد معامله در بازار محدود به سهام عادی و حقتقدم و اوراق
مشاركت است. سهام منتشره در بازار عموماً متعلق به دولت و نهادهای حكومتی
است. هنوز تعدادی از صنایع، سهامی در بورس ندارند.
علیرغم موارد فوق
بازار سرمایه كشور همچون بازار سرمایه سایر كشورهای نوظهور، در حال گسترش
وتعمیق است. تعداد شركتها، حجم معاملات، تعداد نفرات خریدار و فروشنده،
ارزش كل بازار و دیگر پارامترهای بورس اوراق بهادار تهران به عنوان بدنه
اصلی بازار سرمایه روزبهروز در حال بزرگشدن و توسعه است. ظرف چندسال
گذشته روشهای نوین تحلیلگری مالی و ارزشیابی سهام بتدریج در حال جایگزین
شدن با روشهای سنتی میباشد. بعبارت دیگر، بازار سرمایه كشور در حال
پیچیدهشدن است. از اینرو شكلگیری نهادهای تجاری و غیرتجاری تحلیلگری
مالی به سرعت در انجام است. اما بورس اوراق بهادار تهران به مثابه مهمترین
جایگاه رشد سرمایه كشور از ریسك بالایی نیز برخوردار است. زیرا میزان
شوكهای ریسك سیاسی در بازار و عدم آشنایی تحلیلگران مالی بر نحوه
ارزشیابی ریسك مذكور نوسانات قیمت سهام را از منطق اقتصادی در بسیاری
شرایط خارج كردهاست. بورس كشور هنوز بینالمللی نشده است. سهام شركتهای
آن در بورسهای دنیا معامله نمیشوند و سرمایهگذاران خارجی در بورس تهران
سرمایهگذاری نمیكنند.
بازار سرمایه به مثابه پل ارتباطی بین
پساندازكنندگان انفرادی و نهادی، و سرمایهگذاران نیازمند وجوه است. در
صورتی كه سازوكارهای بازار سرمایه به صورت كارا تعبیر شود، نه تنها وجوه
سرگردان مردم را به سرمایهگذاریهای مولد تبدیل میسازد و رشد اقتصادی
كشور را فراهم مینماید، بلكه موجب تخصیص بهینه وجوه مذكور میگردد. به
عبارت دیگر خرید اوراق بهادار یك شركت نوعی رایدهی مثبت همگانی به انجام
پروژهها و فعالیتهای آن شركت است. فروش و كاهش قیمت یك سهم نیز به منزله
آن است كه سرمایهگذاران یا مردم خواهان تداوم فعالیتها یا پروژههای یك
شركت نیستند.
رشد و گسترش كارایی بازار سرمایه مستلزم وجود ابزار و
لوازم و تمهیدات معینی است. وجود اطلاعات و دادههای معتبر و قابل مقایسه،
افزایش حجم و توان تحلیلگران مالی، تدوین قوانین و مقررات ساده و
اعتمادساز و همچنین بالابردن سطح فرهنگ پسانداز و سرمایهگذاری میتواند
موجب اعتلای بازار سرمایه و از اینرو كاهش نرخ تورم و حجم نقدینگی فاقد
كارایی جامعه گردد.